برهان نظم / اثبات وجود خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این پست شامل دو مقاله جداگانه است:

 

پرسش:

برهان نظم - در یک سایت بر برهان نظم و تقریبا تمامی برهان‌های اثبات خدا و بسیاری از اعتقادات اسلام و تشیع، نقد و رد نوشته شده. طی مناظره‌ای که با یک آتئیست داشتم، ایشان در رد برهان نظم، سایتی رو به من معرفی کرد...، سایت پاسخگو یا پاسخ مناسب چیست؟

 

پاسخ:

 

 یعنی آیا شما باید بروید مخاطب آن سایت شوید، تا بفهمید که دلیلی برای رد برهان نظم آورده است؟! این که مشتری‌یابی برای آن سایت است، نه یک بحث فلسفی و منطقی در خصوص رد یا اثبات برهان نظم. خب مگر خودش مشتری و مبلغ آن سایت نمی‌باشد و نمی‌داند که آن سایت چه دلایلی را اقامه کرده؟ پس چرا خودش آن دلایل را با شما در میان نگذاشته و شما را حواله داده است؟ خب اگر روش بحث این است، شما نیز هفت هشت یا ده‌تا نشانی سایت و سی چهل عنوان کتاب معرفی کنید و بگویید: پاسخ‌های شما نیز در این منابع هست. آیا می‌پذیرد؟!

بدیهی است ما نیز منفعل نشده و به آن سایت یا سایر سایت‌های مشابه و سایر بنگاه‌های ضدتبلیغی زندیق‌ها رجوع نمی‌کنیم تا ببینیم که چه گفته‌اند تا پاسخ دهیم. بالاخره معلوم است که آن سایت چه می‌گوید. اما پاسخ به شما کاربر عزیز و تمامی کاربران گرامی وظیفه است.

الف – وقتی گفته می‌شود «برهان نظم»، یعنی از گروه براهین و دلایل و ادله عقلی می‌باشد؛ پس اختصاصی به توحید و اسلام ندارد، بلکه مربوط به عقل است؛ پس هر کس برهان نظم را رد کند، اساساً عقلانیت را رد کرده است.

ب – آنها که منکر "برهان نظم" می‌شوند و بعد آن را به نوعی بهانه برای رد وجود خدا می‌گیرند، یک مطالبی را از مباحثه "هیوم" (فیلسوف انگلیسی قرن هیجدهم) با شخصیت فرضی او به نام "کلئانتس" در این سایت و آن سایت دیده‌اند و اصلاً متوجه نشده‌اند که او چه می‌گوید، منتهی از حرص ضد تبلیغ علیه خدا و اسلام، آن را به صورت شعاری مطرح می‌کنند.

ج – بدیهی است که در این فرصت و مجال کوتاه، نه امکان طرح "برهان نظم" است و نه مباحث مطروحه "هیوم" و نه اشکالات وارده بر آن؛ اما به طور اجمال به اصول عقلی برهان نظم اشاره می‌شود:

ج/1 – نظم یعنی ارتباط معقول و منطقی و علمی بین اجزا برای حصول هدفی معین.

ج/2 – "برهان نظم"، در حیطه‌ی مباحث و دلایل عقلی است و نه در حیطه علوم تجربی.

ج/3 – به حکم عقل، همان گونه که ثابت است "هیچ معلولی بدون علت نمی‌باشد" – ثابت است که "هیچ نظمی نیز بدون ناظم" پدید نمی‌آید.

توضیح: سریع اشکال یا مغلطه می‌کنند که به فرض هر نظمی ناظمی داشته باشد، چه ربطی به اثبات وجود خدا دارد؟ پاسخ این است که اولاً وجود نظم، فرض نیست، بلکه یقین عقلی و نیز حسی و تجربی است و بدیهی است که اگر نظم حاکم نبود، نه تنها هیچ کشف علمی صورت نمی‌گرفت، بلکه فنا و تباهی حاکم می‌شد و اصلاً عالمی باقی نمی‌ماند - ثانیاً چنان چه بیان شد، رسالت "برهان نظم" در گام نخست همین است که اثبات کند، هیچ نظمی به صورت تصادفی، بی‌دلیل و بی‌ناظم، به وجود نیامده و نمی‌آید. حال نظام کیست؟ آن مقوله دیگری است که البته از تمامی براهین عقلی و از جمله برهان نظم، استنتاج می‌شود.

د – سایر براهین عقلی نیز همین‌طور هستند، معلول اثبات وجود علت می‌کند – حادث اثبات وجود محدث می‌کند – متحرک اثبات وجود محرک می‌کند ... و نظم هم اثبات وجود "ناظم" می‌نماید. حال علت العلل، واجب الوجود، محدث، حول و قوه و محرک و ناظم کیست؟ نتیجه‌گیری از براهین عقلی می‌باشد.

یک سؤال:

حالا عقل انسان سؤال می‌کند که بسیار خب، فهمیدیم که معلول علت و نظم ناظم می‌خواهد، اما او کیست؟ یا به تعبیر آنها: از کجای برهان نظم ثابت می‌شود که ناظم "الله جلّ جلاله" است؟ و یا به تعبیر "هیوم": برهان نظم ثابت نمی‌کند که مثلاً ناظم مهربان نیز هست.

پاسخ عقل:

عقل، فقط برهان نظم را نمی‌شناسد، بلکه تمامی قوانین "علیت" را نیز می‌شناسد، پس اصرار و اجباری ندارد که پاسخ را مستقیم از همان سؤال یا موضوع به دست آورد.

به عنوان مثال (و چون فقط جهان مادی و تجربی را در نظر دارند، به عنوان یک مثال مادی): وقتی انسان می‌بینید اقلامی از مواد خوراکی، با نسبت‌های معین ترکیب شده و در درجه حرارتی مناسب پخته شده، عقل حکم می‌دهد که "لابد آشپز داشته است"؛ پس اگر یکی بپرسد: حالا از کجا معلوم که او خیاط نیز هست یا نیست؟ از نگاه به دیگ و قابلمه به دست نمی‌آید و آثار دیگری خیاط بودن یا نبودن آشپز را اثبات می‌کند. اما عقل با نگاه به همین خوراک تهیه شده، به مشخصه‌های دیگری از آن آشپز نیز پی‌ می‌برد، از جمله آن که: آشپز علم آشپزی داشته – آشپز مسلط بر کار و تولید خود بوده – آشپز هنر این کار را داشته و ... .

بدیهی است که وقتی کسی ساختمان بلندی را می‌بیند، با عقل خود می‌فهمد لابد مهندس داشته و مهندس آن علم به معماری داشته است. قدرتش را هم داشته است. از سایر ویژگی‌های لازم برای بنای این ساختمان نیز برخوردار بوده است. در این جا دیگر کسی سؤال نمی‌کند که حالا از کجا معلوم که این مهندس خوش اخلاق است یا بد اخلاق – مرد است یا زن و – چاق است یا لاغر؟ این دیگر مغالطه‌ی ذهن است، نه کار عقل. این صفات نیز با دیدن نظم‌های دیگری شناخته شده و به اثبات می‌رسد.

جهان:

می‌گویند: ما فقط همین جهان ماده را می‌شناسیم و قبول می‌کنیم – خب اگر به همین عالم ماده نیز نگاه کنند، می‌فهمند که لابد ناظمش، خود از اجزای این عالم ماده نیست. پس باید وجود ماوراء الطبیعه را بپذیرند. همین جا یا بحث با جدل به پایان می‌رسد و یا اگر بحث عقلی دنبال شود، کلاً مسیر و شاخصه‌ها و ادله‌ها متفاوت می‌شود، چون ساختمان فکری مبتنی بر "مادی" بودن عالم هستی، فرو می‌ریزد.

می‌گویند: حالا شما در همین چار چوب عالم ماده بحث کنید. خب می‌گوییم: نظم عالم دلیل بر ناظم است، اما عالَم، یک خوراک لذید، یا کمد لباس یا اتاق خواب، یا فقط یک عنصر نمی‌باشد، پس نه تنها ناظم این عالم، خودش غیر این عالم است، بلکه از علم، قدرت، حکمت و ...، برای چنین نظمی برخوردار می‌باشد.

نظم عالم، ترکیب و ارتباط منظم و هدفدار تمامی اجزا و عناصر آن است. به عنوان مثال: رابطه ترکیبی عناصری از اکسیژن با ئیدروژن در نسبت معین و لازم، برای به دست آمدن آب که مایه حیات کلیه جانداران است ... – ارتباط این آب با حرارت و جاذبه – جاذبه با زمین، گردش، جو، کهکشان – حرارت با زمین، خورشید، جو و ... و خلاصه تک تک اجزا و کل همین عالمی که جز آن را قبول ندارند، دال بر نظم واحد و ناظم علیم و حکیمی دارد که دیگر خودش جزو یا عنصری از همین عناصر و اجزا نمی‌باشد.

ما به این ناظمِ، علیمِ، حکیمِ و قادر، می‌گوییم: پروردگار عالم، خداوند عالمیان و ... – اصراری هم نداریم که از برهان نظم، مهربانی خدا را اثبات کنیم، اگر چه آن نیز اثبات می‌شود. چرا که مهربانی نیز صفات، حالات و ابزار خود را دارد که منظم است، پس ناظم دارد. هماهنگ است، پس یک ناظم دارد.

اما آنها چون می‌خواهند به هر قیمتی که شده وجود خدا را نفی کنند، هر سخن غیر منطقی و هر موجود فرضی و اوهامی را قبول می‌کنند، حتی شانس، تصادف و اتفاقِ بی‌محاسبه و بی‌علت را بدون آن که دلیل داشته باشند و یا نمونه‌ای داشته باشد را قبول می‌کنند؛ اما حقیقتی که نظم عالُم نیز آن را نشان می‌دهد را تکذیب می‌کنند!

 

 

 

آیا خدا وجود دارد؟ پنج دلیل محکم برای اثبات وجود خداوند

آیا تاکنون به این فکر کرده اید کسی شواهدی برای اثبات وجود خداوند به شما نشان دهد؟ بدون هیچ حکم و اجباری مبنی بر اینکه، "شما باید ایمان داشته باشید،" در این مقاله سعی نموده ایم با ارائه چند دلیل وجود خدا را اثبات کنیم. 

اما قبل از شروع به این نکته توجه کنید. وقتی در مورد امکان وجود خدا صحبت می کنیم، کتب آسمانی می گویند افرادی وجود دارند که شواهد محکمی برای اثبات وجود خدا دیده اند اما حقیقت خدا را انکار کرده اند. از سوی دیگر او به کسانی که می خواهند بدانند آیا خدایی وجود دارد، می گوید "اگر مرا جستجو کنید خواهید یافت؛ وقتی که مرا با تمام قلبتان جستجو کنید مرا پیدا می کنید." قبل از پرداختن به حقایقی در مورد وجود خدا از خودتان بپرسید، اگر خدا وجود داشته باشد، آیا می خواهم او را بشناسم؟ در اینجا چند دلیل برای اثبات وجود خداوند ارائه شده است...

1. آیا خدا وجود دارد؟
 پیچیدگی سیاره ما وجود یک خالق توانا را نشان می دهد که نه تنها جهان ما را خلق کرده بلکه آن را تا به امروز پا برجا نگه داشته است.

نمونه های بسیاری از مخلوقات خدا می توان ذکر کرد. اما ما به چند نمونه اکتفا می کنیم:

زمین... اندازه آن دقیق است.  اندازه زمین و جاذبه آن باعث ایجاد لایه نازکی اطراف آن می شود که بیشتر آن نیتروژن و اکسیژن است و فقط تا 50 مایل بالاتر از سطح زمین را تحت پوشش قرار می دهد. اگر زمین کوچکتر بود امکان وجود اتمسفر غیرممکن بود مانند سیاره تیر. اگر زمین بزرگتر بود، اتمسفر فاقد هیدروژن می شد مانند سیاره مشتری. زمین تنها سیاره ای است که اتمسفری با ترکیب درست گازها دارد که حیات را برای انسان ها، حیوانات و گیاهان ممکن می سازد.

زمین در فاصله مناسبی از خورشید قرار گرفته است. به نوسانات دمایی که بدن ما به سختی می تواند تحمل کند توجه کنید منفی 30 درجه تا مثبت 120 درجه. اگر زمین کمی دورتر از خورشید بود همه ما یخ می زدیم. اگر کمی جلوتر بود می سوختیم. حتی انحراف کوچکی در موقعیت زمین نسبت به خورشید زندگی روی زمین را غیرممکن می سازد. زمین این فاصله با خورشید را زمانی که با سرعت 67000 مایل در ساعت دور آن می چرخد حفظ می کند. همچنین همزمان دور محور خود نیز می گردد و باعث می شود سطح زمین هر روز به درستی گرم و سرد شود.

ماه به دلیل کشش گرانشی آن اندازه و فاصله مناسبی از زمین دارد. ماه باعث جزر ومد و حرکت اقیانوس ها می شود بنابراین آب اقیانوس ها راکد نمی ماند، اما در عین حال آب اقیانوس های بزرگ بر روی قاره ها سرازیر نمی شود. 

آب... بی رنگ، بی بو و بدون طعم و مزه است، و هیچ موجود زنده ای نمی تواند بدون آن زندگی کند. بیشتر بدن انسان ها، گیاهان و حیوانات از آب تشکیل شده است (تقریبا دو سوم بدن انسان آب است). در ادامه به این موضوع می پردازیم که چرا ویژگی های آب آن را برای حیات ما مناسب کرده است:

آب نقطه جوش و انجماد بالایی دارد. آب به ما اجازه می دهد که در محیطی که نوسان درجه حرارت وجود دارد زندگی کنیم، و دمای بدن ما روی 98.6 درجه ثابت نگه می دارد.

آب یک حلال عمومی است. خاصیت آب این است که می تواند صدها ماده شیمیایی، معدنی و مغذی را در سراسر بدن و در کوچکترین رگ های خونی به جریان بیندازد. 

آب از نظر شیمیایی خنثی است. آب تاثیری بر ساختار موادی که منتقل می کند ندارد، و این امکان را برای بدن فراهم می کند که مواد غذایی، دارویی و معدنی را جذب و استفاده کند.

آب کشش سطحی بی نظیری دارد. بنابراین می تواند در گیاهان بر خلاف جاذبه بالا برود و این ماده حیات بخش و همچنین مواد مغذی به نوک بلندترین درختان برسند.

آب از بالا به پایین یخ می زند و یخ روی آب شناور می ماند، بنابراین ماهی ها می توانند در زمستان زنده بمانند.

نود و هفت درصد آب جهان در اقیانوس ها قرار دارد. اما در کره زمین، سیستمی طراحی شده که نمک را از آب جدا می کند و سپس آن آب را در سراسر سیاره زمین پراکنده می سازد.

فرآیند تبخیر آب اقیانوس ها را می گیرد و نمک را بر جای می گذارد، ابرهایی را ایجاد می کند که به آسانی بوسیله باد جابه جا می شوند و آب را برای انسان ها، گیاهان و جانوران در سراسر سیاره به ارمغان می آورند. این سیستم پالایش است که امکان زندگی روی زمین را فراهم می کند، سیستمی که آب را احیا و قابل استفاده مجدد می کند. 

مغز انسان... همزمان اطلاعات بسیار زیادی را پردازش می کند. مغز شما تمام رنگ ها و چیزهایی که می بینید را درک می کند، دمای اطراف شما، فشار گام های شما بر زمین، صداهای اطراف، خشکی دهانتان، حتی بافت و جنس کیبوردتان. مغز احساسات شما، افکار و خاطرات شما را نگهداری و پردازش می کند. همزمان مغز فعالیت های مداوم بدن شما مانند الگوی تنفس، حرکت پلک، گرسنگی و حرکات ماهیچه ها را کنترل می کند.

مغز انسان بیش از یک میلیون پیام را در ثانیه منتقل می کند. مغز اهمیت این اطلاعات را می سنجد و اطلاعات غیرضروری را جدا می کند. عملکرد مغز متفاوت از سایر اندام ها است. هوش شما، توانایی در استدلال، احساسات، رویا پرازی و تدبیر، عمل کردن، و ارتباط با دیگران  توسط مغزتان انجام می شود. 

چشم ها... هفت میلیون رنگ را تشخیص می دهند. به صورت خودکار متمرکز می شوند و همزمان 1.5 میلیون پیام را ارسال می کنند. فرضیه تکامل روی تغییر و تحولات در موجودات زنده موجود تمرکز می کند. هنوز فرضیه تکامل به تنهایی نمی تواند مبدا اولیه مغز یا چشم و یا بوجود آمدن موجودات زنده از ماده بی جان را به صورت کامل توضیح دهد. 

2. آیا خدا وجود دارد؟ جهان مبدأی دارد- علت آن چیست؟

دانشمندان معتقدند که جهان در نتیجه یک انفجار عظیم نور و انرژی بوجود آمده است، که آن را بیگ بنگ می نامند. این انفجار مبدا هر چیزی است که اکنون وجود دارد: آغاز جهان، مبدا فضا، و حتی مبدا اولیه خود زمان.

رابرت جاسترو متخصص فیزیک نجومی، که خود را منکر وجود خدا معرفی می کند، می گوید، "اساس هر چیزی که در جهان اتفاق می افتد در آن لحظه نخستین بنیان نهاده شده است؛ هر ستاره، هر گیاه و هر مخلوق زنده ای در جهان در نتیجه وقایعی که در لحظه انفجار کیهانی اتفاق افتاده بوجود آمده است... جهان ناگهان بوجود آمد و ما نمی توانیم بفهمیم علت آن چیست."

استیون وینبرگ، برنده جایزه نوبل فیزیک، می گوید در زمان این انفجار، "جهان صدها هزار درجه سانتی گراد حرارت داشت... و جهان با نور و روشنایی پر شده بود."

جهان همیشه وجود نداشته است. جهان آغازی دارد... چه چیز باعث آن شد؟ دانشمندان هیچ توضیحی برای انفجار ناگهانی نور و ماده ندارند.

3. آیا خدا وجود دارد؟ جهان با قانون های طبیعی یکسانی در جریان است. چرا؟

ممکن است بیشتر چیزهای زندگی در تغییر باشد، اما به چیزهایی توجه کنید که هیچگاه تغییر نمی کنند:

جاذبه زمین همیشه وجود دارد، فنجان داغ چای روی میز سرد می شود، زمین طی 24 ساعت دور خود می گردد، و سرعت نور تغییری نمی کند چه روی زمین و چه در کهکشان های دور. 

چه چیز باعث می شود قوانین طبیعت هیچگاه تغییر نکنند؟ چرا جهان این چنین منظم و پایا است؟

"بزرگترین دانشمندان تحت تاثیر اعجاب آن قرار گرفته اند. هیچ ضرورت منطقی برای جهان وجود ندارد که از قوانین پیروی کند، چه رسد به پیروی از قوانین ریاضیات. این شگفتی نشات گرفته از این حقیقت است که جهان مجبور به حرکت در این مسیر نیست. آسان است جهانی را تصور کنیم که در آن شرایط به صورت غیرقابل پیش بینی لحظه به لحظه تغییر می کنند یا حتی جهانی که چیزها ناگهان به وجود می آیند و ناگهان از بین می روند." 

ریچارد فینمن، برنامه جایزه نوبل الکتروداینامیک کوانتوم، می گوید، " اینکه چرا طبیعت بر پایه ریاضیات است یک معما است... این حقیقت که قوانینی وجود دارند نوعی معجزه است."

4. آیا خدا وجود دارد؟ کد DNA عملکرد سلول ها را برنامه ریزی می کند.

تمام دستورالعمل ها، آموزش ها، تعلیمات از روی  قصد و نیت هستند. کسی که دستورالعملی می نویسد هدفی دارد.  آیا می دانستید که در هر سلول بدن ما یک کد دستورالعمل با جزئیات کامل وجود دارد، مانند یک  برنامه کامپیوتری کوچک؟ احتمالا می دانید یک برنامه کامپیوتری از صفر و یک ایجاد شده است مانند این 110010101011000. روشی که آنها کنار هم گذاشته می شوند به کامپیوتر می گوید چه کند. کد DNA در هر یک از سلول های ما خیلی شبیه به هم هستند. این کد از چهار ماده شیمیایی ساخته شده است که دانشمندان به صورت مختصر A، T ،G ،C   می نامند. آنها به این صورت در سلول ها کنار هم چیده شده اندCGTGATCGCATGC . سه میلیارد از این حروف در هر سلول انسان وجود دارد!

درست مانند وقتی که شما تلفن خود را برنامه ریزی می کنید، DNA نیز سلول را راهنمایی می کند. DNA یک برنامه سه میلیارد کلمه ای است که به سلول می گوید چگونه عمل کند. DNA یک دفترچه راهنمای کامل است.

چرا این موضوع اینقدر شگفت انگیز است؟ شاید یک نفر بپرسد...چگونه این برنامه اطلاعاتی در هر سلول انسان وجود دارد؟ باید گفت که اینها صرفاً مواد شیمیایی نیستند. این ها موادی هستند که عملکرد سلول را هدایت می کنند، و به تفضیل مشخص می کنند که بدن شخص دقیقاً چگونه باید عمل کند.

دلایل طبیعی و بیولوژیکی هیچ توضیحی ندارند که چه زمانی اطلاعات برنامه ریزی شده ایجاد شده اند. شما نمی توانید دستورالعملی را پیدا کنید که چنین اطلاعات جامعی داشته باشد بدون اینکه کسی بدون دانش آن را نوشته باشد.

5. آیا خداوند وجود دارد؟ می دانیم که خدا وجود دارد زیرا او در طلب ماست. او به صورت مداوم به دنبال این است که ما به سوی او بازگردیم.

من زمانی منکر خدا بودم. و مانند بسیاری از بی دینان، اعتقاد مردم به خدا مرا بسیار آزار می داد. چرا یک ملحد باید وقت و توجه و انرژی زیادی را صرف انکار موضوعی کند که خودش اعتقادی به وجود آن ندارد؟

چه چیز باعث می شد اینگونه رفتار کنم؟ وقتی یک بی دین بودم، می خواستم  به این افراد بیچاره و فریب خورده کمک کنم تا بفهمند امیدشان بی پایه و اساس بود. اگر بخواهم صادقانه بگویم، من هدف دیگری نیز داشتم. وقتی آنهایی را که به وجود خدا اعتقاد داشتند به چالش می کشیدم، خیلی کنجکاو بودم که ببینم آیا آنها هم می توانند مرا قانع کنند. بخشی از تلاش من برای این بود که از تردید در مورد وجود خداوند آزاد شوم. اگر سرانجام می توانستم به افراد معتقد ثابت کنم که اشتباه می کنند، این مسئله در ذهنم حل می شد و من آزاد بودم که در زندگی ام تغییر ایجاد کنم.

اما من نفهمیدم دلیل اینکه موضوع خدا این قدر ذهن مرا درگیر کرده، این است که خدا این چنین می خواهد. سرانجام فهمیدم که خدا می خواهد شناخته شود. او ما را با این هدف خلق کرده که او را بشناسیم. او در اطراف ما شواهد زیادی برای اثبات وجودش قرار داده و پرسش و جستجو در مورد وجودش را قبل از ما بوجود آورده است. مانند وقتی که من نمیتوانستم از تفکر در مورد امکان وجود خدا بگریزم. در حقیقت روزی که تصمیم گرفتم وجود خدا را قبول کنم، معبود من با این جمله شروع کرد که، "بسیار خوب، تو برنده شدی..." ممکن است دلیل اصلی این که کافران توسط مومنین آزرده می شوند این باشد که خدا به طور جدی به دنبال آنها است.

من تنها کسی نیستم که چنین تجربه ای داشته است. مالکوم موگردیج، نویسنده موضوعات اجتماعی و فلسفی، می نویسد،" حسی داشتم که انگار این منم که در خلال کاوشم، دنبال شده ام. " سی اس لویس می گوید که به یاد دارم، "هر شب وقتی ذهنم برای یک لحظه از کارم فارق می شد او بی امان و محکم به من نزدیک می شد، او کسی بود که جداً نمی خواستم با او روبرو شوم. سرانجام تسلیم شدم و قبول کردم که خدا خداست، و زانو زدم و راز و نیاز کردم: شاید، آن شب، در سراسر سرزمینم من دلشکسته ترین و مرددترین کسی بودم که تازه ایمان آورده بود."

لویس در نتیجه شناخت خدا کتابی نوشت با عنوان،" شگفت زده از شعف." من هم انتظار دیگری نداشتم جز اینکه وجود خدا را حقیقتاً قبول کنم. هنوز بعد از ماه ها، من هنوز از عشقش نسبت به خودم شگفت زده ام.


اگر می خواهید با خدا ارتباط برقرار کنید، همین حالا اقدام کنید.

تصمیم با شماست، هیچ اجباری وجود ندارد. اما اگر می خواهید مورد مغفرت خدا قرار گیرید و با او ارتباط برقرار کنید، می توانید همین حالا از او بخواهید که شما را ببخشد و به زندگی تان وارد شود.

آیا خدا وجود دارد؟ به تمام این حقایق توجه کنید، یک نفر ممکن است نتیجه گیری کند که خدای مهربان وجود دارد و می تواند شخصاً او را بشناسد. اگر اطلاعات بیشتری در مورد وجود خدا می خواهید بدانید می توانید به کتب گوناگونی که در این زمینه نوشته شده مراجعه کنید.

/ 0 نظر / 7 بازدید