استکبار چیست؟ علت دشمنی استکبار با مسلمانان چیست؟

استکبار چیست؟

 

استکبار یعنی چی؟
استکباردر لغت به معنای اظهارعظمت بزرگی از طرف کسی است که اهلیت آن را ندارد . ( قاموس قرآن – ماده کبر )و در اصطلاحاتدینی حالتی است که إنسان نفس خویش را بزرگتر از آنچه هست ببیند، و از قبول حق از روی عناد و تکبّرامتناع ورزد در اصطلاح علوم اسلامى، استکبار با واژه هایى نظیر «ظلم» و «طاغوت» همراه است. وجود نوعى سلطه گرى، سلطه جویى، استعمار و بهره کشى فرهنگى، سیاسى و اقتصادى توسط اقلیت محدودى زورگو و نفع طلب بر خیل عظیم توده هاى محروم داخل یک کشور یا در سطح بین المللی ازخصوصیات آن مى باشد. امروزه درادبیات سیاسی به امپریالیسم ، استعمار و توسعه طلبی اطلاق می شود.
  مفهوم استکبار جهانی چیست و چرا با آن مبارزه می کنیم؟

 

پاسخ به این سؤال، نیازمند شناخت اموری نظیر مفهوم استکبار، اهداف و ویژگی های آن و دلایل عقلی و شرعی است؛ از این رو، به اختصار نکاتی را بیان می کنیم.

مفهوم استکبار

«استکبار آن است که انسان اظهار بزرگی کند و آن چه را که از آن او نیست و برای او روا نیست، ابراز دارد...». قرآن مستکبران را در مقابل ضعیفان قرار داده است؛ به جهت آگاهی دادن به این نکته که استکبار آنان، به علّت قوه و نیروی بدنی و مالی آنها بوده است و در جای دیگر، مستکبران را در مقابل مستضعفان قرار داده است».1

بنابر تعریف فوق، استکبار، وصفی درونی است که لوازم و مظاهر مختلفی را می تواند در جامعه داشته باشد. خود بزرگ بینی و نشناختن حد خود در مقابل خداوند و مردم - و به استضعاف کشیدن آنها- از اوصاف درونی هستند که شخص مستکبر به واسطه آنها موضع گیری های خویش را تنظیم می کند؛ همان گونه که در قرآن، درباره نافرمانی ابلیس چنین آمده است: «ابی و استکبر و کان من الکافرین».2

در اصطلاح علوم اسلامی، استکبار همواره با واژه هایی نظیر «ظلم» و «طاغوت» همراه است.

استکبار از دیدگاه فرهنگ سیاسی اسلام، وجود نوعی سلطه گری، سلطه جویی، استعمار و بهره کشی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی توسط اقلیت محدودی زورگو و نفع طلب بر خیل عظیم توده های محروم می باشد. این عمل، می تواند داخلی باشد؛ به همان طریق که یک عده دیکتاتور و زورگو بر ملت های محروم تحت سلطه خود حاکمیت داشته، آنها را تحت فشار و ظلم قرار دهند و همچین می تواند بین المللی باشد؛ بدین معنی که دولت و یا کشوری، سایر ملت ها را استثمار و به استضعاف بکشاند که نمونه بارز آن اعمال سیاست های استعمارگونه و امپریالیستی قدرت های بزرگ شرق و غرب در جهان می باشد.3 امروزه در فرهنگ سیاسی دنیا، واژگانی نظیر «استعمار» و «امپریالیسم» نیز در رساندن مفهوم فوق به کار می روند.

ویژگی های استکبار 1. منفعت طلبی

اصولا مبنای تمام ظلم ها و ستم های انسان، چیزی جز منفعت طلبی نیست و این موضوع، در قدرت های استکباری در حد بالایی وجود دارد. آنان به تنها چیزی که اهمیت می دهند، منافع مادی و حیوانی آنان است. از این رو، در صورت به خطر افتادن این منافع، حاضرند که از مردم کشور خویش نیز بگذرند و دوستان و متحدان و نوکران خود را فدا کنند تا منافع آنها تأمین شود.

2. جهان خواری و به دست آوردن سلطه جهانی

دست یابی به امکانات موجود در سراسر جهان، یکی از ویژگی های کشورهای استکباری است. از این رو، کسب سلطه جهانی و تصاحب ذخایر ملت های دیگر و به چنگ آوردن شریان حیات اقتصادی جهان، از ویژگی هایی است که در تمامی مستکبران دیده می شود.

3. عقب نگه داشتن مستضعفان از رشد واقعی

یکی از روش های اساسی و مهم استکبار جهانی، برای حفظ سلطه و برتری خود بر جهان و ادامه بقا و حیات خویش، جلوگیری از پیشرفت ملت های مستضعف است. استکبار، در این جهت، از انجام هیچ گونه اقدامی - اعم از جذب نخبگان کشورهای جهان سوم و یا کشورهای در حال پیشرفت، کارشکنی در برنامه های آنان، اعمال تحریم ها و محدودیت های بین المللی، به بهانه های مختلف - دریغ نمی ورزد.

4. اضطراب و ترس درونی

استکبار همواره درصدد تجاوز به حقوق دیگران است و اصولا با تجاوز به حقوق دیگران رشد می کند. مستکبر، همواره در خوف و اضطراب به سر می برد و از انتقام کشورهای تحت سلطه، هراسان است. از سوی دیگر، تلاش روز افزون در به دست آوردن هر چه بیشتر منافع و منابع دیگران، خواب راحت را از چشمان استکبار ربوده است و از این جهت، همواره دلهره و نگرانی با مستکبران همراه است.4

استکبار جهانی، جهت دست یابی به اهداف شوم خود، از زمینه ها و راهکارهایی نظیر، ایجاد اختلاف بین مردم کشورهای مستضعف، ترویج فساد و فحشا، منزوی کردن نیروهای کارآمد و متعهد و به کارگیری عناصر داخلی وابسته و روشنفکران غرب گرا استفاده می کند.

دلایل مبارزه با استکبار

هر فرد مسلمان و هر دولت اسلامی، بر اساس منطق و آموزه های دینی، موظف به مقابله با ظلم و استکبار جهانی است.

1. از نظر عقلی نمی توان «برای حیات زیر سلطه غیر»، ارزشی قائل شد؛ زیرا «ارزش حیات، به آزادی و استقلال است».5 حضرت امام(ره) تاکید می کند که «این، مطابق هیچ منطقی نیست که سی میلیون جمعیت، همیشه تحت فشار [باشد [و همیشه این جمعیت کار بکنند و حاصل کارشان را دیگران ببرند»؛ زیرا «زندگانی ای که در آن استقلال نباشد [و یک ملتی [به زحمت کار بکنند، برای استفاده دشمن ها، این که زندگانی نیست».6

از نظر شرعی نیز در آیات و روایات متعددی، مستضعفین، یعنی کسانی که مورد ظلم و تهاجم استکبار قرار گرفته اند، موظف به دفاع و مقابله با مستکبرین شده اند. قرآن کسانی را که در راه حمایت از مستضعفین کوتاهی و سستی می کنند، مورد مواخذه قرار می دهد.7

بر این اساس، قانون اساسی «جمهوری اسلامی ایران، سعادت انسان در تمام جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال، آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می شناسد و در عین خودداری کامل و نفی هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین، در هر نقطه از جهان حمایت می کند.8

در هر صورت، اصل وقوع انقلاب اسلامی، برای رهایی از یوغ استکبار بود و حفظ آن و همچنین تأمین اهداف و منافع کشور، ادامه این مبارزه را می طلبد. عمل به آموزه های دین مبین اسلام، حکم عقل، منطق و قانون اساسی است و ما را بر آن می دارد تا در جهت حفظ عزت، استقلال و رعایت منافع کشور خود و همچنین دست یابی به پیشرفت و توسعه همه جانبه و دفاع از حقوق همه ستم دیدگان و مستضعفان جهان، مبارزه با استکبار جهانی را تا پیروزی نهایی ادامه دهیم. واضح است که منظور از مبارزه با استکبار، فقط مبارزه نظامی نیست؛ بلکه بیشترین تأکید بر مبارزه فرهنگی و تلاش برای بیداری و رشد سیاسی ملل مظلوم جهان است. حضرت امام(ره) می فرماید: «اگر ملتی بخواهد سر پای خود بایستد، لازم است که اول بیدار شود».9

در پایان برای ملموس تر شدن موضوع، نکاتی را در مورد علل مبارزه ایران با آمریکا، به عنوان سر کرده استکبار جهانی بیان می کنیم:

1. بررسی مبانی تشکیل دهنده سیاست خارجی آمریکا در قبال سایر کشورها؛ براساس دیدگاه ماتریالیستی و مادیگرانه کشورهای غربی، به ویژه آمریکا، تأمین منافع ملی و دست یابی به سود بیشتر، مهم ترین اصل حاکم بر سیاست خارجی آنان است که در جهت تحقق آن، اقدام به هر عملی، هر چند غیر اخلاقی، جایز و پسندیده است. بر این اساس، منافع ملی آنان جز از راه وابستگی سایر کشورها، خصوصاً کشورهای جهان سوم و جلوگیری از استقلال و خودکفایی آنان، حاصل نمی شود و با انجام این عمل، دو عنصر اساسی چرخه اقتصادی و بازار سرمایه داری آنان، یعنی دست یابی به مواد خام ارزان قیمت از یک سو و در دست داشتن بازار مصرف جهت کالاهای تولیدی خود از سوی دیگر، فراهم می آید.

از این رو، مشاهده می شود که کشورهایی جهان سوم که اکثرا دارای روابط سیاسی، اقتصادی و... با آمریکا هستند، با وجود سابقه تمدن خود و برخورداری از منابع غنی طبیعی و انسانی، همچنان در زمره کشورهای توسعه نیافته و وابسته به غرب محسوب می شوند و اگر معدود کشورهایی توانسته اند خود را از این معرکه نجات داده، به توسعه یافتگی نایل آیند، نتیجه سعی و تلاش و اتکای خود آنان بوده است و نه اتکای به غرب و آمریکا.

نتیجه آن که آمریکا برای تأمین منافع و حفظ و گسترش هژمونی و سلطه خویش بر سایر جهان و تحقق دهکده ای جهانی با کدخدایی خود از انجام هر اقدامی جهت عقب ماندگی کشورهای توسعه نیافته و عدم پیشرفت آنان دریغ نخواهد ورزید.

2. بررسی عملکرد و اقدامات آمریکا در قبال ملت ایران در گذشته و حال؛ بررسی اقدامات خصمانه دولت آمریکا در قبال ملت ایران از گذشته های دور تاکنون، به روشنی، جلوگیری و ممانعت امریکا از پیشرفت ملت ما را در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی، علمی و...، به اثبات می رساند. پاره ای از این خصومت ها عبارتند از:

الف) به راه انداختن کودتای 28 مرداد 1332 و ساقط کردن حکومت مردمی و قانونی دکتر مصدق، ارائه طرح انقلاب سفید و کاپیتولاسیون به رژیم وابسته پهلوی، کارشکنی و تلاش در جهت سرنگونی نظام اسلامی ایران، از راه هایی نظیر تقویت و سازماندهی گروهک های ضد انقلاب در جهت اختلال در امنیت و تمامیت ارضی کشور، راه اندازی کودتای نوژه، تحریک کشورهای همسایه به عملیات نظامی بر علیه ایران و تحمیل جنگ هشت ساله، ایجاد تحریم های سیاسی بین المللی و اخلال در روابط ایران با سایر کشورهای منطقه و جهان.

ب) کارشکنی های دولت آمریکا و مخالفت با ملی شدن صنعت نفت ایران و اخلال در امور اقتصادی ایران در دوره طاغوت؛ دولت آمریکا برای وابسته کردن اقتصاد ایران به محصولات خارجی، اقتصاد ایران را شدیداً وابسته به درآمدهای نفتی کرد و رژیم پهلوی را جهت انجام اقداماتی نظیر اصلاحات ارضی، تحت فشار گذاشت و خودکفایی اقتصادی ایران، به ویژه در زمینه مواد غذایی را از بین برد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با ایجاد جنگ تحمیلی و از بین بردن صنایع زیر بنایی، به ویژه در بعد نفت و پتروشیمی و کارشکنی در بازار نفت، ایجاد تحریم های اقتصادی علیه ایران در عرصه بین الملل و ارائه طرح هایی نظیر داماتو و...، در روند پیشرفت و رشد اقتصادی ایران اخلال به وجود آورد و فشارهای بسیار زیادی را بر مردم ایران تحمیل کرد.

ج) دولت آمریکا در بعد علمی نیز با جذب نخبگان فکری ایران و جلوگیری از دست یابی ایران به تکنولوژی های پیشرفته، نظیر آن چه که هم اکنون در مورد دانش هسته ای با آن روبه رو هستیم، در راه رشد و پیشرفت ملت ایران اخلال به وجود آورده است.

د) آمریکا در بعد فرهنگی نیز برای بسط و سیطره فرهنگ لیبرال دموکراسی خود و مبارزه با فرهنگ حیات بخش اسلام و سایر فرهنگ ها، از گذشته های دور تا کنون، با اقدامات متعددی، نظیر استفاده از عناصر فکری وابسته به خویش در داخل و استفاده از تکنولوژی ارتباطاتی، تهاجم گسترده ای را علیه فرهنگ اصیل اسلامی و ملی ملت ایران به کار گرفته است.

با توجه به این اقدامات، آیا باز هم می توان آمریکا را خیرخواه و مدافع پیشرفت ملت ایران دانست و دست از مبارزه با آن برداشت؟

 

1. راغب اصفهانی، معجم الفاظ قرآن، ص 438.

2. بقره، آیه 34.

3. منوچهر محمدی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نشر دادگستر، ص 33.

4. کاظم قاضی زاده، اندیشه های فقهی - سیاسی امام خمینی، ص 609.

5. صحیفه نور، ج 5، ص 114.

6. همان، ج 2، ص 138.

7. بقره، آیه 190.

8. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 154.

9. صحیفه نور، ج 14، ص 1.

 

 

 

 

علل دشمنی استکبار جهانی با وحدت مسلمین چیست؟ و زیان های ناشی از تفرقه افکاری مسلمین چیست؟
پاسخ پرسش فوق را در دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم :
یکم . دلایل مخالفت استکبار جهانی با وحدت مسلمانان
دشمنی استکبار جهانی با اتحاد جهان اسلام ناشی از دو عامل مهم می باشد ؛ یکی عامل ایدئولوژیکی و تلاش برای حفظ سلطه و برتری ایدئولوژی رو به اضمحلال لیبرال دموکراسی در مقابل جریان رو به رشد اسلام گرایی ناب محمدی (ص) در جهان بوده و دیگری عامل اقتصادی است که استکبار همواره موجودیت و ادامه حیات خویش را با این عامل مرتبط می داند . توضیح اینکه :
براساس دیدگاه ماتریالیستی و مادیگرانه کشورهای غربی از جمله آمریکا، تأمین منافع ملی و دستیابی به سود بیشتر اصلی ترین اصل حاکم بر سیاست خارجی آنان بوده که در جهت تحقق آن اقدام هر عملی هر چند غیر اخلاقی جایز و پسندیده است (و اگر مواقعی دم از حقوق بشر یا ارسال کمک های بشر دوستانه و... می زنند، همه تاکتیکی است در جهت تحقق آن استراتژی اساسی یعنی تأمین هر چه بیشتر منافع خویش در دراز مدت) بر این اساس منافع ملی آنان جز از راه وابستگی سایر کشورها خصوصا کشورهای جهان سوم و جلوگیری از استقلال و خودکفایی آنان، حاصل نمی شود.
امروز جامعه اسلامی و امت اسلامی در آستانه یک رستاخیز تمدنی و فرهنگی است و ناگزیر از این رستاخیز است. یعنی تمدن غرب در مسیر جهانی شدن خود در حال تباه  کردن در حال از بین بردن همه تمدن ها است. ما ناخواسته درگیر یک حرکت جهانی قدرت های غربی و سکولار هستیم و امت اسلامی، باید به هویت خودش روی بیاورد و از طریق وحدت خودش در قبال این حرکت جایگاه خودش را حفظ کند. و دقیقاً در همان زمانی که وحدت اسلامی قدرت خودش را نشان می دهد، رقیب هم به خوبی احساس می کند که این وحدت اسلامی است که می تواند جامعه اسلامی را به حقوق از دست رفته خود بازگرداند و سعی می کند به این رکن آسیب وارد کند. به فرموده حضرت آیت الله خامنه ای : « در کنار بیداری اسلامی و احیای شعارهای اصیل اسلامی، دشمنی جبهه استکبار با اسلام نیز سازمان یافته تر، جدی تر و همه جانبه تر شده است زیرا بیداری دنیای اسلام، خطری بزرگ برای قدرت های استکباری و نظام سلطه جهانی است. » از این رو شاهد طرح مسایلی همچون جنگ صلیبی ، اهانت به پیامبر بزرگوار اسلام (ص) و ارایه چهره ای خشن از مسلمانان ، تفرقه افکنی و ایجاد اختلافات مذهبی و قومی و نژادی میان جهان اسلام و تجاوز نظامی با کشورهای اسلامی برای مقابله با جبهه هویت اسلامی توسط استکبار می باشیم . (هفدهم ربیع الاول، خجسته سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و حضرت امام صادق (ع) ، 1386/01/18)
در رأس استکبار جهانی ، آمریکایی ها تمام هجمه های خود را علیه اسلام به کار برده اند اما به دلیل انسجام و وحدت میان مسلمانان جهان نتوانستند موفق شوند، از همین رو به توطئه جدیدی روی آورده اند که با توجه به ناتوانی در اقدام نظامی «تهدید نرم» است؛ سیاست اصلی آمریکا در شرایط فعلی تهدید نرم از طریق ایجاد بی ثباتی و بحران سازی در داخل و دامن زدن به گسستهای قومی و مذهبی با ایجاد اختلاف میان قومیت ها، مذاهب و نژادهای مختلف مسلمان است، است. آمریکا در قالب تهدید نرم از روزنامه ها و ان جی او ها و سازمان های غیر دولتی با الگوگیری از برنامه های که در شوروی سابق اجرا کردند، نیز بهره می گیرد. چنانکه در طول دو سال اخیر آنها با تحریک مسایل قومی و مذهبی در جهان اسلام تلاش وسیع و گسترده ای را برای ضربه زدن به اتحاد مسلمانان به عمل آورده اند . در واقع شکست سیاستهای امریکا در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین عزم قدرتهای استکباری و در رأس آن امریکا، را برای مقابله با موج روزافزون بیداری اسلامی که منشأ آن برافراشته شدن پرچم جمهوری اسلامی در ایران است را افزایش داده است . 
در چنین شرایطی به فرموده مقام معظم رهبری : «دنیای اسلام اگر بخواهد حرکت عمیقِ امت اسلامی را در جهت پیروزی، بدرستی پیش ببرد، الزاماتی را باید قبول کند، که اولینِ این الزامات، «اتحاد» است؛ اتحاد اسلامی، انسجام اسلامی . به جان هم انداختن برادران، یکی از نقشه های اوّلی استکبار است که از قدیم هم شناخته شده است؛ تفرقه بینداز و حکومت کن، یک سیاست قدیمی است؛ همه هم گفته ایم، همه هم می دانیم، درعین حال، بعضاً متأسفانه همین سیاست را دشمنِ ما می تواند اعمال کند و ما غافل باشیم؛ به خاطر تبعیت از اهواء نفسانی، به خاطر تحلیلهای غلط، به خاطر کوته بینی ها، به خاطر ترجیح دادن منافع شخصی یا منافع کوتاه مدت بر منافع بلندمدت امروز شما نگاه کنید: سیاست استکبار ایجاد جنگ بین فلسطینی و فلسطینی است؛ بین عراقی و عراقی است؛ بین مسلمانِ شیعه و مسلمانِ سنی است؛ بین جامعه ی عربی و غیر عربی است. این، سیاستهای آشناست. این را اول باید همه علاج کنند. ما به سهم خود، وحدت را بین امت اسلامی یک ضرورت می دانیم. امسال را هم سالِ «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» اعلام کردیم. »[i]
دوم . زیان های تفرقه 
امروز مهم ترین وظیفه مسلمانان پرهیز از تفرقه و اختلاف است زیرا دشمنان اسلام، تفرقه را به عنوان سم مهلک رشد و بالندگی و گرفتن توان و قدرت امت اسلام، در دستور کار خود قرار داده و در این راستا سناریوهای گوناگونی را تنظیم کرده ا ند. در چنین شرایطی هرگونه تفرقه و اختلافی آثار زیان باری را ازقبیل از دست رفتن عزت و اقتدار جهان اسلام و سلطه هر چه بیشتر سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، نظامی و ... استکبار را برای جهان اسلام به دنبال خواهد داشت ؛ اگر در داخل جهان اسلام اختلاف و تشنج به حد تنازع و تفرق برسد خطرناک است ؛ چنانکه قرآن کریم تصریح دارد : « و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم ». البته اختلاف نظر در مسائل فرعی چیز مذمومی نیست . خیلی ها اختلاف نظر دارند و این نظرات هم در نقادی ها باید روشن شود و این نقادی ها هم مقدمه پیشرفت و توسعه است . حضرت علی (ع) ضمن اینکه مباحث کلامی را درباره اینکه خلیفه چه کسی باید باشد در جای خود و در بعضی خطبه ها مطرح می کردند.
اما در عین حال بر ایجاد وحدت امت اسلامی و حفظ اقتدار امت اسلامی تاکید داشته و می فرمودند : « و ایم الله لولا مخافة الفرقة بین المسلمین و ان یعود الکفر و یبور الدین لکنا علی غیر ما کنا لهم علیه» در این جمله ایشان حفظ وحدت مسلمین حضرت حفظ اتحاد اسلامی و خوف از برگشت دوباره ی کفر را یکی از علل سکوت خویش ذکر می نمایند.[ii] و همچنین  در خطبه 127 نهج البلاغه خطاب به کسانی که به تفرقه جامعه اسلامی مبادرت می ورزند و جامعه را چند پاره می کنند و قدرت و اقتدار اجتماعی را به هم می رزند می فرمایند: «شما شریرترین مردم هستید، کسانی هستید که شیطان شما را آلت دست خود قرار داده است و سرگردان هستید و به زودی دو گروه در ارتباط با من هلاک می شوند اول دوستانی که در محبت نسبت به من زیاده روی کرده و دوم دشمنانی که در کینه توزی به افراط می روند و به باطل کشیده می شوند. بهترین مردم نزد من کسانی هستند که راه  میانه را می روند. پس در این راه گام بردارید. با اکثریت همراه و همگام باشید زیرا خداوند با جماعت است. از پراکندگی و تفرقه بپرهیزید. زیرا کسی که خود را از مردم جدا سازد طعمه شیطان است. هر کس مردم را به تفرقه  فرا می خواند بکشید هرچند زیر لوای من پناه گرفته باشد.»
و به فرموده مقام معظم رهبری : « علاج اصلی، داروی اصلی برای امروزِ دنیای اسلام، داروی «اتحاد» است؛ باید با هم متحد بشوند. علما و روشنفکران اسلام بنشینند و منشور وحدت اسلامی را تنظیم کنند؛ منشوری تهیه کنند تا فلان آدم کج فهمِ متعصبِ وابسته ی به این، یا فلان، یا آن فرقه ی اسلامی، نتواند آزادانه جماعت کثیری از مسلمانان را متهم به خروج از اسلام کند؛ تکفیر کند. تهیه ی منشور جزو کارهایی است که تاریخ، امروز از روشنفکران اسلامی و علمای اسلامی مطالبه می کند. اگر شما این کار را نکنید، نسلهای بعد از شما مؤاخذه خواهند کرد.
می بینید دشمنی دشمنان را ! می بینید تلاش آنها را برای نابود کردن هویت اسلامی و ایجاد اختلاف بین امت اسلامی! بنشینید علاج کنید؛ اصول را بر فروع ترجیح بدهید. در فروع ممکن است افراد یک مذهب هم با همدیگر اتحاد نظر نداشته باشند؛ مانعی ندارد. مشترکات بزرگی وجود دارد؛ گرد این محور - محور مشترکات - همه مجتمع شوند. مواظب توطئه ی دشمن باشند؛ مواظب بازی دشمن باشند. خواص، بین خودشان بحثهای مذهبی را بکنند، اما به مردم نکشانند؛ دلها را نسبت به یکدیگر چرکین نکنند؛ دشمنی ها را زیاد نکنند؛ چه بین فرقه های اسلامی، چه بین ملتهای اسلامی، چه بین گروههای اسلامی در یک ملت.» 
بنابراین دنیای اسلام به ویژه روشنفکران و علمای مسلمان باید به آگاه سازی قشرهای مختلف همت، و بر لزوم اتحاد و برادری مسلمانان تأکید جدی داشته و از هرگونه تفرقه ای بپرهیزند .

- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار کارگزاران نظام ، 1386/1/17 .
[ii] - براى آگاهی بیشتر ر.ک: محمدحسن قدردان قراملکى، سکولاریزم در مسیحیت و اسلام، قم : نشر دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم ؛ 25 سال سکومت على(ع)، فؤاد فاروقى، تهران : نشر عطائى.
- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار کارگزاران نظام ، 1386/1/17 .
/ 0 نظر / 12 بازدید