استعمار چیست؟

 استعمار چیست؟

 

 

استعمار (colonialism)، در لغت به معنی «آبادانی خواستن» و «آباد کردن» ، «طلب آبادانی کردن » می باشد و در این معنا برابر است با معنای اولیه «کولونیزاسیون» که مقصود از آن مهاجرت گروهی از یک کشور و تشکیل یک ماندگاه تازه در سرزمینی نو یافته و آباد کردن آن است. اما از نـظـر اصـطـلاحـی که امروزه به کار می رود، مـعنای استعمار یا سیاست استعماری و یا استعمارگری (Colonialism) عبارت است از تسلط سیاسی ویا نظامی ویا اقتصادی ویا فرهنگی ملتی قدرتمند بر یک قوم یا ملت ضعیف که به بهانه نابه جای ایجاد آبادی و رهبری مردم آن به سوی ترقی صورت می پذیرد .در حقیقت استعمار سـیـاسـت مـبـتـنـی بر برده کردن ، سودجویی از منابع طبیعی و بهره کشی از مردم کشورهای از نـظـر اقتصادی کم رشد و جلوگیری از پیشرفت فنّی ، اقتصادی و فرهنگی آن ها برای تحکیم سلطه سیاسی ، نظامی و اقتصادی دولت استعمارگر است. به عبارت دیگر، جریانی که از طریق آن یک ملت قدرتمند، سلطه اقتصادی ، نظامی ، سیاسی ، فـرهـنـگـی و اجـتـمـاعـی خـود را بـر یـک جـامـعـه یـا مـلت ضـعـیـف اعـمـال کـنـد. این جریان ممکن است همراه با نابودی بومیان یا بهره کشی از آنان و یا به کمک و شراکت بخشی از افراد جامعه صورت گیرد. بر این اساس استعمارگران به جای آباد کردن کشورها، به دنبال کشورگشائی و سیطره خود و استفاده از منابع دیگر کشورها، هستند.

 

 

 

 

تفاوت استعمار و استعمارگر

فرق استعمار و استعمارگر در چیست؟

استعمار از ریشه عٌمٌرٌ به معنای (طلب آبادانی کردن ، آبادانی خواستن)می باشد در اصطلاح سیاسی نیز تسلط مملکتی قوی بر مملکتی ضعیف بقصد استفاده از منابع طبیعی و ثروت کشور به بهانه ایجاد آبادی می باشد(فرهنگ معین ذیل کلمه استعمار ص 252 - 1375 چاپ سپهر تهران) به عبارت دیگر استعمار یا استعمارگرى (Colonialism) سـیـاسـتی مـبـتـنـى بر برده کردن ، سودجویى از منابع طبیعى و بهره کشى از مردم کشورهاى از نـظـر اقتصادى کم رشد و جلوگیرى از پیشرفت فنّى ، اقتصادى و فرهنگى آن ها براى تحکیم سلطه سیاسى ، نظامى و اقتصادى دولت استعمارگرمی باشد . بر این اساس فرق استعمار با استعمار گر از نظر مفهومی این است که استعمار یک نظریه سیاسی و روشی در تعیین سیاست های خارجی یک کشور با ویژگی های مذکور است و دولتی که این نظریه و روش را به کار می بندد استعمارگر خوانده می شود . در ادامه جهت مطالعه بیشتر مطالبی ارائه می گردد :
جریان سرمایه دارى غرب با ایده ها و طرحها و روشهاى و تکنیکهاى جیدیدى که بسیار پیچیده و چند لایه و با ظاهرى زیبا و فریبنده با همان اهداف تسلط و بهره بردارى از منابع سایر جوامع در ابعادى وسیعتررا دنبال مى کند. استعمار جهانی در راستای سیاست استعماری جدید خویش از شیوه ها و مکانیزم های مختلفی بهره می گیرد که از شیوه ها و مکانیزم های جدید برخی به «استعمار فرانو» تعبیر نموده اند به عنوان نمونه در برخی نوشته های امپراتوری رسانه ای غرب و صهیونیست ها که به منظور جهت دهی افکار عمومی صورت می گیرد به استعمار فرانو تعبیر شده و در جای دیگر از دموکراسی ای که آمریکا مروج آن در جهان می باشد به عنوان فرآیندی از استعمار فرانو یاد شده که این ها در حقیقت اشاره به اشکال جدید و شیوه های نوی استعمار نو دارد و اصطلاح تازه ای نیست. در ادامه جهت تبن دقیق موضوع مقاله ای تحت عنوان «جستارى در استعمار فرا نو، حسین مرادی، خبرگزاری فارس » ارائه می شود :
تمدن غربی با اندیشه استعماری در طول حیات خود به منظور حفظ وگسترش حوزه نفوذ دارای تغییرات وتحولات گوناگون بوده است. در یک مرحله با حضور مستقیم در جوامع دیگرسعی در غارت و چپاول انان بر امد و پس از ان به صورت غیر مستقیم و با حمایت از عوامل وابسته به خود و با تشکیل حکومتهای استبدادی به دنبال اهدافش بود. در دوره جدید با افزایش اگاهی ملتها وعدم امکان ادامه شیوه های گذشته تلاش مضاعف برای ایجاد رویکردی نوین در سطح جهان بر پایة اندیشه لیبرال دمکراسی برای حفظ برتری و سیادت خود آغاز نمود. در راستا سعی نمود جغرافیای سیاسی جهان را دستخوش تغییرات اساسی قرار دهد و طراحان و معماران لیبرال دمکراسی سرگرم تخریب بناهای سابق و فرهنگ سازی در جهان شدند. 
بلوک سرمایه داری همانطور که با طراحی استراتژیهای خاص، زمینه های فروپاشی نظام های کمونیستی را فراهم ساخت و از سوی دیگر تلاش دارد تا با شیوه ای بسیار ماهرانه و دقیق در پوششی بسیار آرمان گرایانه و احساسی تمام جوامع و ملل و ظرفیتهایی که تسلیم سیادت او نمی شوند را خلع سلاح کرده و آنها را از درون متلاشی نماید.رویکرد جدید سرمایه داری جهانی، بسیاری از روشنفکران و نهضت های ضد استعماری، ضد استثماری و ضد استبدادی را گیج کرده و آنها را در مقابل حرکات غیرعادی استثماری جدیدش مبهوت نموده است. 
استثمار جهانی تلاش می کند با ظاهری عامه پسند حتی باتوسل به هجوم نظامی، دولتهایی را که در جهت اهداف و منافعش حرکت نمیکنند را تحت فشار های سیاسی ، اقتصادی ،علمی ونظامی قرار دهد. کشورهای سرمایه داری غربی شیوه های قدیمی و شناخته شدة استثمار را تغییر داده اند زیرا اطز یک طرف دارای ماهیت گسترش نفوذ و بهره برداری از تمامی منابع به نفع خود هستند و از سوی دیگر در شرایط جدید آنها چاره ای بجز انتقال صنایع خود به کشورهای توسعه نیافته و استفاده از نیروی کار ارزان قیمت و منابع طبیعی این جوامع را ندارند و دست یابی به این هدف با روشهای پیشین مشکل است.این امر مستلزم بسترسازی، فرهنگ سازی و امنیت سازی در کشورهای توسعه نیافته است که رویکرد مورد اشاره ابزار تحقق این خواست کشورهای صنعتی است. 

مفهوم استعمار فرا نو 
این اصطلاح از سه کلمه استعمار ، فرا و نو تشکیل شده است .منظور از این اصطلاح عبارت است ازاینکه ، جریان سرمایه داری غرب با ایده ها و طرحها و روشهای و تکنیکهای جیدیدی که بسیار پیچیده و چند لایه و با ظاهری زیبا و فریبنده با همان اهداف تسلط و بهره برداری از منابع سایر جوامع در ابعادی وسیعتررا دنبال می کند. 
اصول استعمار فرا نو 
استعماردر دوره جدید با تکیه بر اصول عملیاتی خاصی سعی در حفظ ،توسعه وتعمیق نفوذ و تسلط بر جوامع دیگر را دارد که در ذیل به انها اشاره می شود: 
1) گسترش دمکراسی و جهانی سازی سیاست 
اگر در گذشته حمایت ازحکومتهای استبدادی و وابسته به عنوان اهرمی جهت سرکوب اعتراضات مردمی در مقابل نفوذ و دخالت بیگانگان و چپاول آنها راه کار مناسب و تجربه شده ای بود. در تفکر جدید وجود دیکتاتورها اولاً از لحاظ موضوعی با سایر محورهای این رویکرد همخوانی ندارد، دوماً درگیری های بین حکومت و مردم، بروز انقلاب های مردمی و جنگ های داخلی و امثالهم، باعث از بین رفتن سرمایه های جریان سرماه داری خواهد شد. هرگونه سرمایه گذاری برای از بین بردن دیکتاتورها در این نگاه نوعی سرمایه گذاری دراز مدت برای بسترسازی استراتژیک در کشورهای توسعه نیافته است. 

2)توسعه امنیت 
امنیت از جمله مفاهیم اساسی است که نسبت گذشته دچار تغییرات بسیار زیادی شده است. امروزه امنیت با توسعه مفهومی از تکیه بر منابع و ظرفیتهای نظامی خارج شده وبه منابع وظرفیتهای علمی ، فرهنگی ، اقصادی و...متکی است.اساسا نسل جدید نظریه های امنیتی نرم افزاری وسخت افزاری است.کاهش تهدیدات متعارف و غیر متعارف از اهداف امنیتی محسوب مشود .کشور ها تلاش دارند تا تهدیدات رادر زمینه های مختلف نظامی( هسته ای ، میکروبی، بیولوژیکی ، موشکی و..) ، اقتصادی ( زیستی ، تغذیه ، سرمایه گذاری ...) و اجتماعی توسعه دهند. 
در مناسبات بین المللی احتمال مناقشات نظامی در بین قطب های بزرگ اقتصادی بایستی به پایین ترین سطح ممکنه تنزل یابد و منازعات نباید زمینه های سرمایه گذاری را سست کند.سرمایه داری به امنیت نیازمند است. 
تروریسم جهانی در ابعاد کلان و سازمان یافته به سهولت این آرامش و امنیت را خدشه دار ساخته و نهایتاً روند سرمایه گذاری و تولید سرمایه را تحت الشعاع قرار خواهد داد.تمام قطب های اقتصادی حال و آینده در مبارزه با تروریسم اتفاق نظر دارند و اختلاف در مصدیق ان است. 
امنیت انرژی 
اگر چه منابع انرژی متفاوتی در حال حاضر در سطح دنیا مورد مصرف قرار می گیرد. اما کماکان در نیمه اول قرن بیست و یکم سوخت فسیلی حرف اول را خواهد زد وحفظ امنیت جریان انرژی بسوی کشورهای سرمایه داری از اهمیت زیادی برخوردار است. 

3) توسعه علمی کنترل شده 
کشورهای جهان سوم بایستی احتیاجات ممالک پیشرفتة صنعتی را تأمین کنند و نیز به سطحی ار رشد علمی برسند تا بتوانند حداقلهای زندگی بمنظور کارامدی درنظام جهانی و کاهش معضلات برای ان را داشته باشند.در این رابطه بایستی در زمینه های مختلف کشاورزی، صنعتی، معدنی و غیره اطلاعات کافی داشته باشند. از آنجا که عمدة این محصولات بایستی به عنوان بخشی از تجارت بین الملل وارد بازار جهانی شود، بنابراین لازم است تا استانداردهای بین المللی نیز رعایت گردند که خود مستلزم تربیت مدیران کارآمد و چرخة تولید استاندارد در ممالک توسعه نیافته است. 

4)جهانی کردن اقتصاد سرمایه داری و بازار آزاد اقتصادی 
جهانی کردن اقتصاد به نفع قطب های اقتصادی و شکست کامل سدهای دفاعی ممالک توسعه نیافته امنیت سرمایه گذاری و گردش جهانی سرمایه را تضمین می نماید. وضع تعرفه های گمرکی و محدودسازی و دخالت در واردات و صادرات و عواملی از این قبیل می تواند چالش های عمده ای را در روابط اقتصادی اتحادیه ها و قطب های اقتصادی در جهان ایجاد کنند. 
رشد اقتصادی کشورهای توسعه نیافته در چارچوب مهندسی طراحی شده غربی بنوبه خود موضوعیت دارد.چرخة انتقال مواد اولیه به کشورهای پیشرفته در این دیدگاه جای خود را به وارد کردن کارخانجات و دانش فنی مربوطه از کشورهای پیشرفته و صدور تولیدات مربوط به این کشورها خواهد داد.شاید روزی چرخة اخیر یک حرکت ضد استعماری و ضد استثماری محسوب می شد، اما این روند در حال حاضر اجتناب ناپذیر است! 
دیگر زمان آن سپری شده که مردم بیسواد و فقیر مانند برده ها در مزارع ملاکان به کار گمارده می شوند. این کارگران در عصر حاضر حتی قادر به تأمین نیازهای ابتدایی خود نبوده و لذا استفاده ای هم برای استثمارگران جدید ندارند، مضافاً این که فاصلة طبقاتی فاحش، فقر عمومی به تضاد با هیأت حاکمه و استعمار و استثمار بین المللی تبدیل شده و نهایتاً به طغیان بر علیه منافع و سرمایه های ممالک پیشرفتة صنعتی منجر می گردد. 
از سوی دیگر این کشورها بازار مصرف محصولات سرمایه گذاری شده در چرخة اقتصاد جهانی نیز می باشند و بایستی از توان مالی لازم برای خرید محصولات شرکت های چند ملیتی و غول های صنعتی برخوردار باشند وجامعه فقیر جاذبه برای سرمایه گذاران و قطب های اقتصادی آینده نخواهند داشت وباتوجه به موقعیت های جغرافیایی، جمعیت، استعداد عمومی، ایجاد تعاملات فرهنگی، منابع طبیعی و عواملی از این قبیل چهرة سیاسی- اقتصادی کشورهای جهان براین اساس عوض خواهد شد. 

5) توسعه فرهنگ غربی 
تئوریهای جدید استثمار برخلاف روش های گذشته که سعی می کردند تا همة دولتهای استعمار شده را با ابزارها و تکنیک های سخت افزاری در فقر و فلاکت نگه دارند، در شیوه جدید جهانی چنین جوامعی می توانند از چند جهت بکار گرفته شوند که به برخی از انها اشاره می شود. 
1)بکار گیری ظرفیتهای کشور ها درجهت اهداف سرمایه داری جهانی. 
2)ایجاد بازار مصرف کالاهای لوکس و پیشرفته مصرف کالاهای تولید شده. 
3)ارتقای نقش زنان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی 
6) توسعه ارتباطات 
تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات از مهمترین ابزارهای نفوذ و توسعه فرهنگ وتمدن غربی به سایر حوزه های تمدنی محسوب می شود .با توجه به ظرفیتهای اقصادی ، علمی و تکنیکی فوق العاده غرب ، انها بر این باور هستند که هر چقدر تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات در جهان توسعه یابد فرهنگ ، سیاست و اقصاد غربی گسترش خواهد یافت. 

نتیجه گیری 
تمدن غربی با اندیشه استعماری در طول حیات خود به منظور حفظ وگسترش حوزه نفوذ خود دارای تغییرات وتحولات گوناگون بوده است، جریان سرمایه داری غرب با ایده ها و طرحها و روشها و تکنیکهای جدیدی که بسیار پیچیده و چند لایه است با ظاهری زیبا و فریبنده با همان اهداف تسلط و بهره برداری از منابع سایر جوامع در ابعادی وسیعتررا دنبال می کند ولذا استعمار جهانی تلاش می کند با ظاهری عامه پسند حتی باتوسل به هجوم نظامی،ملتها و دولتهایی را که در جهت اهداف و منافعش حرکت نمیکنند را تحت فشار های سیاسی ، اقتصادی ،علمی ونظامی قرار دهد و در این راستا شیوه های قدیمی و شناخته شدة را تغییر داده است. غرب سرمایه داری با تفکرو نگاه استعماری در دوره جدید با تکیه بر اصول عملیاتی خاصی سعی در حفظ ،توسعه وتعمیق نفوذ و تسلط بر جوامع دیگر را دارد. اصول استعمار فرا نو عبارت است از:1) گسترش دمکراسی و جهانی سازی سیاست.2)توسعه امنیت. 3) توسعه علمی کنترل شده . 4)جهانی کردن اقتصاد سرمایه داری و بازار آزاد اقتصادی. 5) توسعه فرهنگ غربی . براندیشمندان و روشنفران جوامع و ملل غیر سرمایه داری فرض است تا با درک صحیح از موقعیت وشرایط تاریخی خود از تکرار روند استعماری با ویژگیها و روشهای نوین ، جامعه ها وملتهای خود را یاری کنند . تاریخ کسانی را که هنگامه نیاز به ایفای نقش های اساسی از درک ان عاجز باشند و یا به وظایف متناسب با ان عمل ننمایند را نخواهد بخشید. 
برای آشنایی بیشتر می توانید به منابع زیر مراجعه کنید:
- محمد جواد لاریجانی، نظم بازی گونه، تهران: اطلاعات، 1371.
- کوهن، رابرت و تای جوزف، جهانی شدن، تازه ها و دیرینه ها،ترجمه شهرام فرسیای، فصلنامه سیاست خارجی، تابستان 79.
- محمد حسین رفیعی، آن سوی جهانی سازی، تهران: صمدیه، 1381

/ 0 نظر / 9 بازدید